X
تبلیغات
امام زمان خود را بشناسیم

امام زمان خود را بشناسیم

لزوم شناخت امام زمان عج

اهداف و زمينه هاي قيام عاشورا در كلام امام حسين(ع)

ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش در حماسه عاشورا را به پیشگاه آخرین وارث غدیر و حجت خدا بر خلق حضرت امام مهدی (عج) و جامعه انسانیت بخصوص شیعیان ولایتمدار و پیرو اهل بیت رسول رب العالمین علیهم السلام تسلیت عرض می نمایم و نظرمشاهدین گرامی را به مقاله ذیل بر گرفته از :  http://www.iec-md.org/MUHARRAM/index.html جلب می نمایم .

اهداف و زمينه هاي قيام عاشورا در كلام امام حسين(ع) ‏

حامد علي اكبرزاده ‏


قيام امام حسين(ع) داراي ابعاد مختلفي است كه در اين ميان زمينه ها و دلايل شكل گيري اين نهضت عظيم از اهميت ويژه اي برخوردار است.تبيين علت هاي قيام عاشورا همواره الهام بخش مسلمانان و به ويژه شيعيان در اعصار متمادي بوده است.

براي بررسي دلايل قيام حضرت سيدالشهدا(ع) بايستي ويژگي هاي دوره امامت آن حضرت مورد توجه قرار گيرد،آنچه مسلم است دوران امامت حسين بن علي(ع) را مي توان به دو بخش دوره حاكميت معاويه و حكومت يزيد تقسيم كرد.

"در حقيقت در زمان امام حسين(ع)انحراف از اصول و موازين اسلام كه پس از رحلت رسول خدا(ص) آغاز و در زمان عثمان خليفه سوم گسترش يافته بود به اوج خود رسيد.در اين دوره معاويه كه سالها به عنوان استاندار در منطقه شام حكومت كرده و موقعيت خود را كاملا تثبيت نموده بود،به نام خليفه مسلمين سرنوشت و مقدرات كشور اسلامي را در دست گرفته و حزب اموي را بر امت اسلام مسلط ساخته بود."1

چرا سيد الشهدا(ع)در دوره معاويه قيام نكرد
"امام حسين(ع) اگر در زمان معاويه قيام مي كرد،معاويه مي توانست از پيمان صلحي كه با امام حسن(ع) امضا كرده بود،براي متهم ساختن امام حسين(ع)بهره برداري كند،زيرا همه مردم مي دانستند كه امام حسن و امام حسين(ع) متعهد شده اند تا زمانيكه معاويه زنده است سكوت كنند.البته لازم به يادآوري است كه امام حسين(ع) معاهده با معاويه را پيماني لازم الوفاء نمي دانست،زيرا اين عهدنامه تحت فشار و اجبار و در شرايطي صورت گرفته بود كه بحث و گفتگو فايده اي نداشت،به علاوه معاويه خود آن را نقض كرده بود و محترم نمي شمرد.اما با وضعيت آنروز جامعه اسلامي اگر امام حسين(ع)عليه معاويه قيام مسلحانه مي كرد،معاويه مي توانست از آن به عنوان يك شورش غير موجه و برخلاف مفاد پيمان سوء استفاده كند."2

عامل ديگري كه مانع قيام حضرت در زمان معاويه بود،ظاهرسازيهاي اين خليفه اموي است.اگرچه معاويه عملا اسلام را تحريف كرده بود،اما اين مطلب را به خوبي درك مي كرد كه چون به نام دين و خلافت اسلامي حكومت مي كند،بايد به اعمال خود رنگ ديني داده و مردم را فريب بدهد.
با اين حال امام حسين(ع) به رغم موانعي كه ذكر شد در دوره حكومت معاويه نيز چندين بار به صورت علني در برابر رفتارهاي اين حاكم جائر بني اميه ايستاد و مبارزه كرد.معاويه در اواخر عمر خود مي كوشيد تا با بيعت گرفتن از بزرگاني همچون حسين بن علي(ع) و ابن عباس مساله وليعهدي يزيد را تثبيت كند،وي در ديداري كه با امام حسين(ع) در مدينه داشت اين مساله را مطرح كرد كه حضرت در سخناني به شدت با آن مخالفت كرده و با برشمردن خصوصيات زشت يزيد، وي را فاقد صلاحيت حكومت مي داند.

از ديگر اقدامات حضرت در برابر معاويه،سخنراني افشاگرانه در مراسم حج است. در اين خطبه كه يك يا دو سال پيش از مرگ معاويه و در حضور بزرگاني از صحابه و تابعين ايراد شده است،امام(ع) اينچنين در برابر معاويه موضع مي گيرد:
"...ديديد كه اين مرد زورگو و ستمگر(معاويه)با ما و شيعيان ما چه كرد؟من در اينجا مطالبي را با شما در ميان مي گذارم،اگر درست بود آنرا تصديق و اگر دروغ بود تكذيب كنيد.سخنان مرابشنويد و گفتار مرا بنويسيد،وقتي كه به شهرها و ميان قبايل خود برگشتيد با افراد مود اطمينان و اعتماد در ميان بگذاريد و آنان را به رهبري ما دعوت كنيد،زيرا مي ترسم اين موضوع(رهبري امت توسط اهل بيت)به دست فراموشي سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد"3
سخناني كه حضرت در اين خطبه مطرح مي كند اگر چه در زمان معاويه است اما در حقيقت مي تواند موضع امام (ع) را در برابر حاكم اموي مشخص كند، زيرا حضرت صريحا حكومت را حق خود و اهل بيت ذكر مي كند.

اقدام ديگر امام(ع)در دوره معاويه ضبط اموال كاروان بيت المالي بود كه از يمن به سوي شام حركت مي كرد.حضرت اموال ضبط شده بيت المال را ميان مستمندان تقسيم كرد و در نامه اي به معاويه از سياست هاي وي به شدت انتقاد كرد.
به هرحال دوران معاويه به پايان مي رسد و با روي كارآمدن يزيد وضع تغيير مي كند.قيام و نهضت عظيم امام حسين(ع)در دوره اي آغاز مي شود كه يزيد به حكومت رسيده و با ارايه چهره اي زشت ،شرايط خاصي را ايجاد كرده است.
مرحوم شيخ مفيد(ره)در كتاب ارشاد وضعيت پس از مرگ معاويه را اينگونه توصيف مي كند:
"پس از مرگ معاويه و پايان دوره سازشي كه اجازه نمي داد امام حسين (ع)اظهار امامت نمايد و پرده از روي كار ولايت خود بردارد،حسين(ع)به اندازه اي كه ممكن بود اظهار دعوت كرد و هر وقتي كه موقعيتي به دست مي آورد حق الهي خود را براي آنها كه بي خبر بودند آشكار مي ساخت،تا اينكه ياراني پيدا كرد و بعد از اين مردم را به جهاد در راه خدا دعوت نمود و خود را براي قتال با دشمنان حق آماده ساخت...."4

فساد علني دستگاه حكومت يزيد
يزيد كه جواني ناپخته،شهوتران و هوسباز و بيخرد و خوشگذران و فاقد هرگونه صلاحيتي براي اداره امور مسلمين بود،پس از اينكه به قدرت رسيد به صورت علني تظاهر به فسق و فجور مي كرد و مقدسات و احكام اسلامي را به راحتي زيرپا مي گذاشت.به قدرت رسيدن يزيد زمينه را براي قيام امام حسين(ع)فراهم كرد و جاي هيچ گونه ترديد را باقي نگذاشت.
براي روشن شدن دلايل و علل قيام امام حسين(ع)مي توان به بيانات و تقريرات آن حضرت در مقاطع مختلف رجوع كرد.

امتناع از بيعت با خليفه فاسق
يزيد در نامه اي به وليد بن عتبه فرماندار مدينه از او مي خواهد كه از امام حسين(ع)براي وي بيعت بگيرد و در غير اينصورت سر از بدن حسين(ع) جدا كند.حضرت در پاسخ به خواسته وليد اينگونه با وي سخن مي گويد:
"انا اهل بيت النبوه و....و يزيد رجل فاسق شارب الخمر،قاتل النفس المحرمه،معلن بالفسق ليس له هذه المنزله و مثلي لا يبايع مثله و...
ما از خاندان نبوت و رسالتيم، خانداني كه خانه آنها محل رفت و آمد فرشتگان است و خداوند به خاطر ما همه چيز را آغاز كرد و همه چيز را پايان مي بخشد. اما يزيد، مردي فاسق و شرابخوار و قاتل است و آشكارا جنايت و گناه مي كند و مثل من با مثل او بيعت نخواهد كرد." 5
امام حسين (ع) در جاي ديگر هنگاميكه مروان از حضرت مي خواهد تا با يزيد بيعت كند، در پاسخ به وي مي فرمايد:
"انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذقد بليت الامه براع مثل يزيد و لقد سمعت جدي رسول الله (ص) يقول: الخلافة محرمة علي آل ابي سفيان.
ديگر بايد بر اسلام سلام داد (و بايد با آن وداع كرد) زيرا امت دچار زمامداري همانند يزيد گرديده است! و من از جدم رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است"6

امام معصوم شايسته رهبري جامعه
در همين راستا حضرت در مراحل مختلف سفر خود علاوه بر اينكه به ظلم و ستم بني اميه اشاره مي كند، رهبري جامعه را شايسته اهل بيت(ع) مي داند، حضرت در مواجهه با سپاه حر در نزديكي كربلا پس از اقامه نماز عصر خطبه اي به اين مضمون مي خواند:
" اي مردم اگر از خدا مي هراسيد و حق را براي صاحب حق مي دانيد كاري كنيد كه هرچه بهتر و بيشتر خشنودي خدا را بدست آوريد و ما آل محمد (ص) شايسته تريم بر امر ولايت (مردم) از عده اي كه مدعي امامت و ولايت بر شما هستند، زيرا آنان جز ستم و دشمني كار ديگري با شما نمي كنند و اگر از امامت ما بر خود كراهت داريد و حق ما را نشناخته و اكنون رأيتان بر خلاف اظهار نامه ها و فرستادگانتان مي باشد من از تصميم خود منصرف مي شوم." 7

البته در اينجا به نظر مي رسد منظور حضرت از انصراف، به واقع منصرف شدن از حركت به سوي كوفه است و نمي توان اينگونه برداشت كرد كه امام (ع) از تصميم خود بر قيام عليه حكومت فاسد يزيد منصرف شده است،زيرا سخنان حضرت درباره لزوم امر به معروف و نهي از منكر و پرداختن به حق، گواهي بر اين مدعاست.
امام حسين (ع) در كربلا نيز حقانيت خود و باطل بودن دشمنان را در سخناني تصريح مي كند، آنجا كه خطاب به سپاه ابن زياد مي فرمايد:
" چه شده عليه من قيام كرده و دشمنان مرا ياري مي نماييد؟ سوگند به خدا اگر مرا بكشيد، حجت خدا را كشته ايد و بدانيد در ميان جابلقا و جابرسا (در روايت آمده خداوند اين دو شهر را در شرق و غرب عالم خلق نموده است) به جز من پسر پيغمبري كه حجت خدا بر خلقش باشد، وجود ندارد."8

ايستادگي در برابر ظالم
حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام در منزلي به نام بيضه خطاب به اصحاب خود و سپاهيان حر،انگيزه قيام خود را لزوم مقابله با حكومت ظالم و جائر مي داند و اظهار مي دارد:
"ايها الناس، ان رسول الله (ص) قال : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله، ناكثا لعهد الله، مخالفاً لسنة رسول الله (ص)، يعمل في عباد الله بالاثم و العدوان، فلم يعير (يغير) عليه بفعل و لا قول كان حقاً علي الله ان يدخله مدخله.... ألا و انّ هؤلاء قد لزوموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلو الحدود و استاثروا بالفيء و أحلو حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من غير.

اي مردم! رسول خدا (ص) فرمود: هركس (مسلماني) سلطان ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال شمرده و عهد خدا را مي شكند، خلاف سنت رسول خدا رفتار ميكند و در ميان بندگان خدا به گناه و ستم عمل مي كند، ولي او (شخص مسلمان) سكوت اختيار كند و نه از راه كردار و نه از راه گفتار او(سلطان ستمگر) را سرطنش نكند و در مقام انكار و عيب گويي بر نيايد، بر خداوند است كه او (مسلمان سكوت اختيار كرده) را به كيفر و سزاي همان ستمگر (آتش جهنم) محكوم كند.
آگاه باشيد كه اين طائفه ستمگر و حكام جائر بني اميه، پيوسته از شيطان پيروي نموده و طاعت او را بر خو لازم دانستند و اطاعت رحمان را ترك گفتند و زشتي و فساد را ظاهر نمودند و حدود خدا را تعطيل كردند و غنائم و فيء را كه متعلق به همه مسلمين است اختصاص به خود دادند و حرام خدا را حلال شمردند و حلال خدا را حرام شمردند. و من از غير خودم سزاوار ترم (به جلوگيري از اين امور و نهي كردن از آنها و زمام امور مسلمانان را به دست گرفتن، تا به احكام قرآن و سنت رسول الله عمل شود)" 9

نكته مهم خطبه فوق اين مطلب است كه حضرت علاوه بر نهي نمودن و بر حذر داشتن مردم از سكوت در برابر ظلم و ستم (كه محور اصلي خطبه است) براي چندمين بار در سخنان خود به فساد و تباهي حكومت بني اميه و حق امام (ع) بر حاكميت و ولايت مسلمين تأكيد دارد و در حقيقت سه دليل مهم از مجموع دلايل قيام عاشورا در اين خطبه تشريح شده است.
امام(ع) از ابتداي حركت از مكه به سوي كوفه همراهان و اصحاب خود را براي جانفشاني آماده ساخته بود، حضرت در سخنراني مشهوري كه پيش از خروج از مكه ايراد مي نمايد، حاضران را از عزم خود مبني بر ايستادگي مقابل ظلم تا پاي جان باخبر مي سازد، امام حسين (ع) مي فرمايد:
"......خطّ الموت علي ولد آدم مخط القلاده علي جيد الفتاه و ما أولهني الي اشتياق أسلا في اشتياق يعقوب الي يوسف .....
من كان باذلاً فينا مهجتة و موطناً علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا فاني راحل مصبحاً ان شاء الله
مرگ همچون گردن بند بر گردن دختران جوان كشيده و بسته شده است و من به ديدار نياكان خود مشتاقم ، آن چنان اشتياقي كه يعقوب به ديدار يوسف داشت.
از قبل براي من قتگاهي انتخاب شده كه بايد به آنجا برسم. گويا مي بينم بند بند بدنم را گرگ هاي بيابان بين نواويس و كربلا از هم جدا مي كنند و شكم هاي گرسنه خود را سير و انبان هاي خالي خود را پر مي نمايند. از آنچه با قلم تقدير و سرنوشت نوشته شده است، گريزي نيست. ما خاندان رسالت به آنچه موجب رضا و خشنودي حق است راضي هستيم. و در برابر امتحانات و بلاهاي او شكيبا و صابريم و خدا پاداش صابرين را به صورت كامل به ما عنايت خواهد كرد. هرگز پاره هاي تن رسول خدا از او جدا نمي گردد، بلكه در بهشت برين و حظيره القدس گرداگرد او جمع مي شوند، و چشم رسول به ديدار آنها روشن مي شود و وعده او بوسيله خاندانش تحقق مي پذيرد.
حال هر يك از شما كه آماده جانباري و فدا كردن خون خويش در راه ما است و خود را براي ديدار خداوند آماده كرده است با ما همسفر شود كه من ان شاء الله صبحگاهان حركت خواهم كرد." 10

ذلت وفرمانبرداري فرومايگان ممنوع
حضرت در روز عاشورا نيز مسأله ايستادگي در برابر ظالم را بدين شكل بيان مي دارد: " آگاه باشيد زنازاده پسر زنازاده مرا بين دو كار مخير گردانيد: شمشير كشيدن يا خواري چشيدن، و دور باد كه به ذلت تن دهيم كه خدا و رسولش و مؤمنان بر ما نمي پسندند، و دامن هاي پاك و پاكيزه و سرهاي پرحمّيت و جان هاي والايي كه فرمانبرداري فرومايگان را بر كشته شدن با افتخار ترجيح ندهند. بدانيد كه من با اين خانواده ام با اين كه تعداد كمي هستند و ياوري ندارم با شما مي جنگم" 11
و باز هم حضرت پس از شهادت جمعي از ياران خود در ميدان جهاد مي فرمايد:"...خشم الهي بر امتي كه براي كشتن فرزند پيامبر خود متحد و هماهنگ شدند، شدت گرفته است. سوگند به خدا خواسته آنان را نخواهم پذيرفت تا آن هنگام كه به خون خويشتن خضاب كنم و با اين حال خداي خود را ملاقات نمايم." 12
رجزهاي امام(ع) در هنگام نبرد نيز گوياي همين مطلب است، حضرت در اين جايگاه نيز ذلت در برابر ظالمان را بر نمي تابد آنچنانكه فرياد مي زند:
"القتل اولي من ركوب العار. كشته شدن از زندگي با ننگ و عار بهتر است."13

اصلاح امور امت اسلام
يكي از مهمترين مستنداتي كه مي توان در بررسي اهداف قيام حسين (ع) به آن مراجعه نمود وصيتنامه حضرت است. در روايت آمده كه امام (ع) هنگاميكه مي خواستند از مدينه منوره به سوي مكه حركت كنند، وصيت نامه اي نوشته و آن را به خاتم خود ممهور نمودند و سپس آن را به برادر خود محمد بن حنفيه تسليم كردند، وصيت نامه مذكور چنين است:
"بسم الله الرحمن الرحيم، هذا ما أوصي به الحسين بن علي بن ابي طالب الي اخيه محمد المعروف بابن الحنفيه:... اني لم أخرج أشراً و لابطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي محمد صلي الله عليه و آله، أريد أن آمربالمعروف و أنهي عن المنكر و أسير بسيره جدي و سيره أبي علي بن ابي طالب عليه السلام.
...اين وصيت حسين بن علي بن ابي طالب است به برادرش محمد بن حنفيه:...... من خروج (قيام) نكردم از براي هوسراني و نه از براي استكبار و خود خواهي و سركشي، و نه از براي فساد و خرابي و نه از براي ظلم و ستم و بيدادگري! بلكه خروج (قيام) من براي اصلاح امت جدم محمد (ص) مي باشد.
من مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم و به سيره و سنت جدم و آئين و روش پدرم علي بن ابي طالب رفتار كنم. پس هر كه مرا بپذيرد و قبول كند پس خداوند سزاوار تر است به حق و هر كه مرا در اين امر رد كند، پس من صبر و شكيبايي پيشه مي گيرم تا آنكه خداوند ميان من و ميان اين جماعت حكم به حق فرمايد:.."14
آنچنانكه مي بينيم حضرت در اين وصيت نامه هدف خود را از قيام عليه بني اميه امر به معروف و نهي از منكر و پيروي از سيره پيامبر و علي (ع) عنوان مي دارد، ضمن اينكه اصلاح امور امت اسلامي نيز نخستين مبحثي است كه توسط حضرت در اين وصيت نامه مطرح شده است. به نظر مي رسد مي توان گفت اصلاح امور مسلمانان محور اصلي وصيت نامه امام(ع) است، زيرا مي توان امر به معروف، نهي از منكر و عمل به سيره پيامبر و امير المومنين را نيز در گرو اصلاح جامعه دانست.

احياي سنت نبوي و از بين بردن بدعت ها
پس از پيامبر اسلام (ص) بدعت هاي بسياري وارد جامعه اسلامي شد و در مقابل بخش قابل توجهي از سنن نبوي به دست فراموشي سپرده شد.
امام حسين (ع) علاوه بر اينكه در وصيت نامه خود بر مسأله عمل به سنت پيامبر و علي (ع) تأكيد دارد، محو و نابودي بدعت هاي ايجاد شده را نيز امري ضروري مي داند، آنجا كه پس از ورود به مكه نامه اي به سران قبائل بصره فرستاد و طي آن چنين نوشت:
".... اينك پيك خود را با اين نامه به سوي شما مي فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر دعوت مي كنم، زيرا در شرايطي قرار گرفته ايم كه سنت پيامبر به كلي از بين رفته و بدعت ها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنويد، شما را به راه راست هدايت خواهم كرد." 15
احياي احكام الهي و ياري ستمديدگان
از ديگر خطبه هاي چند بعدي امام حسين (ع) در اين خصوص، خطبه اي است كه در لمعات الحسين علامه طهراني (ره) از تحف العقول نقل مي كند. حضرت در اين خطبه علاوه بر اصلاح جامعه (كه به آن پرداخته شد) و احياي سنت پيامبر (ص) چند دليل ديگر را نيز براي قيام خود ذكر مي كند.
در اين خطبه چنين آمده است:
"اللهم انك تعلم أنه لم يكن ما كان منا تنافساً في سلطان..... و لكن لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك و يأمن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سنتك و احكامك...
بار پرودگارا تو مي داني كه آنچه از ما تحققق يافته ( از ميل به قيام و اقدام و امر به معروف و نهي از منكر و نصرت مظلومان وسركوبي ظالمان) به جهت ميل و رغبت رسيدن به سلطنت و قدرت مفاخرت انگيز و مبارات آميز نبوده است. و نه از جهت درخواست زياديهاي اموال و حطام دنيا، بلكه به علت آنست كه نشانه ها و علامت هاي دين تو را ببينم و در بلاد و شهرهاي تو صلاح و اصلاح ظاهر سازيم ،تا اينكه ستمديدگان از بندگانت در امن و امان بسر برند و به واجبات تو و سنت ها و احكام تو رفتار گردد. پس هان اي مردم! اگر شما ما را ياري ندهيد و از در انصاف با ما در نياييد،؛ اين حاكمان جائر و ستمكار بر شما چيره مي گردند و قواي خود را عليه شما بكار مي بندند و در خاموش شدن نور پيغمبرتان مي كوشند...."16

گرايش به حق
امام(ع) پس از مواجهه با سپاهيان حر، خطبه اي در ميان اصحاب خود ايراد مي كند كه اهميت بسياري دارد. حضرت مي فرمايد:
"انه قد نزل بنا من الامر ما قد ترون... الا ترون الي الحق لا يعمل به و الي الباطل لا يتناهي عنه... فاني لا اري الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برماً
اي ياران من! مي بينيد كه چگونه بلا و شدت بر ما وارد گرديده. همانا راه و رسم روزگار وارونه شد و صورت كريه و زشت آن پديدار گرديد، و از نيكويي و معروف چيزي مگر بسيار ناچيز و فريبنده بر جاي نمانده است و بر اين برگشتگي خود ادامه داد، زيستن در اين روزگار سخت ناگوار است. آيا نمي بينيد كه كسي به حق عمل نمي كند و براي باطل انتهايي نيست؟
در چنين وضعي يك مرد خدا بايد طالب مرگ باشد و بدون ترديد لقاي پروردگار خود را آرزو كند و من در اين شرايط مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران و ناپاكان را جز ذلت و ننگ نمي بينم"17
همانگونه كه مشاهده مي كنيم حضرت در اين سخنراني عمل نكردن به حق و پيشتازي باطل را سخت و ناگوار مي داند. علاوه بر اين همچون ديگر خطب حضرت،در اينجا نيز مسايل ديگري مورد اشاره قرار گرفته كه مقاومت در برابر ستمكاران تا جاي ممكن (كه همان مرگ است) در رأس قرار دارد.
در پايان مي توان گفت خطابه ها، تقريرات و روايات نقل شده از امام حسين (ع) در رابطه با قيام عاشورا به اندازه اي است كه مي تواند زمينه ها و انگيزه هاي اين حركت عظيم را روشن كند، گو اينكه ممكن است بسياري ديگر از سخنان حضرت به دليل شرايط خاص آن دوره به دست ما نرسيده باشد.
زمينه ها و اهداف قيام عاشورا در كلام امام حسين (ع) محورهاي متعددي همچون لزوم مقابله با ظالمان، احياي سنت پيامبر (ص)و ائمه (ع)، امر به معروف و نهي از منكر، اصلاح امور مسلمين، عمل به حق، فساد دستگاه حكومتي و شخص يزيد بن معاويه را در بر مي گيرد. امام (ع) در برخي خطبه ها چندين دليل و انگيزه را مطرح مي سازد و در برخي روايات نيز محور قيام را بر مسأله اي خاص استوار مي سازد.
مسأله مهم ديگري كه مي توان به آن پرداخت،‌مقوله دعوت مردم كوفه از امام حسين (ع) است. در تاريخ آمده كه اهل كوفه پس از اينكه از بيعت نكردن امام با يزيد و خروج آن حضرت از مدينه مطلع شدند نامه ها و پيك هاي خود را به سوي مكه روانه ساختند، ضمن اينكه حضرت پيش از دريافت دعوت نامه هاي كوفيان حركت انقلابي خود را با امتناع از بيعت و عزيمت به سوي مكه آغاز نمودند و علاوه بر آن وصيت نامه امام حسين (ع) كه حاوي مباحث مهمي از دلايل قيام ايشان است پيش از دعوت كوفيان نوشته شده است. بنابراين عامل دعوت اهل كوفه اهميت كمي داشته و استاد شهيد مطهري نيز در حماسه حسيني بر اين مسأله تأكيد دارد. 18
حضرت همچنين هنگام حركت به سمت مكه، كه خبري از نامه هاي كوفيان نبود، آيه اي از سوره قصص را تلاوت مي كند كه مي تواند از آغاز حركتي انقلابي خبر دهد. حضرت اين آيه را تلاوت مي كند:
" فخرج منها خائفاً يترقب قال رب نجني من القوم الضالمين
موسي از شهر خارج شد در حالي كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه اي، عرض كرد پروردگارا مرا از اين قوم ظالم رهايي بخش."19
شرايط دوران امامت حضرت سيد الشهدا(ع) به شكلي بود كه تمامي زمينه هاي لازم براي قيامي اينچنين مهيا بود و حضرت نيز توانست از اين شرايط بهترين استفاده و نفع را براي اسلام به ارمغان بياورد. آنگونه كه پس از قيام عاشورا، نهضت هاي متعددي شكل گرفت و ديري نپاييد كه حكومت بني اميه نابود شد.
مسأله مهم ديگري كه در اين ميان مطرح است و مي تواند مورد توجه قرار گيرد، اين است كه حضرت چندين مرتبه در سخنان خود به حق امام معصوم در اداره جامعه اشاره مي كند و خود را شايسته تر از هر كس بر رهبري امت اسلام مي داند، به واقع بايد گفت شكل گيري حكومت اسلامي با رهبري امام معصوم (ع) مي توانست زمينه ساز بهره مندي بيشتر جامعه اسلامي از نتايج اين قيام باشد،عليرغم اينكه پيامدها و دستاوردهاي اين نهضت خونين در تاريخ اسلام بي نظير است.


پى نوشت‌ها :
1-سيماي پيشوايان در آيينه تاريخ، مهدي پيشوايي، مؤسسه انتشارات دارالعلم، ص 41
2-همان ص 43 و ص44
3-همان ص46 - تحف العقول، ص 237-239، چاپ دفتر انتشارات جامعه مدرسين، قم
4-الارشاد، شيخ مفيد، ترجمه محمد باقر ساعدي خراساني، انتشارات اسلاميه، ص372
5-لهوف، سيد ابن طاووس، ترجمه عليرضا رجايي تهراني، انتشارات نبوغ ص42
6-همان ص44
7-الارشاد،ص428
8-همان، ص369
9-لمعات الحسين (ع)، علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني‌،انتشارات علامه طباطبايي، مشهد مقدس، ص54 و نفس المهموم، محدث قمي (ره)، ص115
10-لهوف،ص88
11-همان، ص135
12-همان، ص139
13-همان، ص 161
14-لمعات الحسين، ص16، نفس المهموم ،محدث قمي، ص 45،‌مقتل الحسين خوارزمي ج1 ، ص188
15-سيماي پيشوايان در آيينه تاريخ ص55، مقتل الحسين، ابو مخنف، تحقيق حسن غفاري، قم، ص17
16-لمعات الحسين ص13، تحف العقول، ص239
17-لهوف، ص108، نفس المهموم، محدث قمي ص116
18-رجوع كنيد به حماسه حسيني، استاد شهيد مطهري، جلد سوم
19-سوره قصص، آيه 21، الارشاد ص377


منبع: خبرگزاري فارس
  سخنان امام حسين (ع) در روز عاشوراء
ماتمس دعا اللهم عجل لولیک الفرج والنصر
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 21:44  توسط محمود جلیلی  | 

عید سعید غدیر مبارک باد

يا َأَيهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْك مِن رَّبِّك وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ   (سوره مباركه مائده آيه شريفه 67 )

  • خطبه پيامبر(ص) در روز غدير
  • عيد غدير در اسلام
  • حساس ترين فراز تاريخ يا داستان غدير
  • پيام غدير
  • حقيقتى برگونه تاريخ
  • http://www.ghadeer.org/index.html 

    السلام علیک یا امیر المومنین یا حجت الله علی خلقه  

    مولاجان گرچه یوم الله غدیر سال دهم هجری نبودیم در در اجرای فرمان خدا و رسولش بوسه بر دستانت زنیم وانتخابت به جانشینی پیامبر خوبیها خاتم المرسلین  را تبریک بگوئیم و اینک در عصر تاریکیهای غیبت فرزند موعود ادیان رهبر حکومت واحد جهانی اسلام آخرین وارث غدیر حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه  با آن ستاره درخشان آسمان هدایت و آخرین حجت خدا در روی زمین بیعت می نمائیم .

    اماما هرسال در هجدهم ماه ذی الحجه روز ابلاغ ولایت به امامتت و امامت یازده نفر از فرزندانت بعد از پیامبر رحمت صلی الله علیه و اله ((روز غدیر)) شیعیانت این روز مقدس که روز ولایت ُ روز کامل شدن دین اسلام و ... نام گرفته و رسول خدا صلی الله علیه وآله ان را افضل اعیاد امتی نام نهاده است با بر پائی جشن و چراغانی   گرامی می داریم .

    اماما در پاسداری از فرمان غدیر و حفظ ارزشها قرآن کلام خدا و ولایت و امامت و سنت رسول خدا صلی الله علیه واله در حد نثار جان در راه رضایت ایزد توانا دریغ نخواهیم کرد .

    اماما دشمنان اسلام و استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل با همکاری بعضی از مدعیان مسلمانی که به غصب در کشورهای اسلامی بر مسلمانان حکمرانی میکنند در تلاشند که بین امت اسلامی تفرقه و جدائی بیاندازند وارزشهای اسلامی  از بین ببرند و سر سختانه با اصل ولایت و امامت که در غیر ابلاغ شده در هراسند .

     ای امیر مومنان و پیشوای تقوا پیشگان شیعیانت در برابر کید مستکبرین و دشمنان دین خدا ایستاده اند و هراسی ندارند واز بذل جان در راه خدا دریغ نخواهند کرد ..اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

     

     

     

     


    برچسب‌ها: روز غدیر خم
    + نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 3:6  توسط محمود جلیلی  | 

    میلاد دومین وصی نبی خاتم حضرت امام مجتبی علیه السلام مبارک باد

    خجسته میلاد دومین وصی نبی خاتم حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله کریم اهل بیت حضرت امام مجتبی علیه السلام را به عموم مسلمین بخصوص شیعیان آنحضرت تبریک عرض می نمایم مطلب ذیل تحت عنوان حماسه صلح از سایت وزین تبیان به آدرس :

    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=216758 جلب می کنم .

    حماسه صلح

    امام حسن

    ای وسعت بهاری بی انتهای سبز                            مرد غریب شهر ولی آشنای سبز

    روح اجابت است به دست تو بسکه داشت                باغ دعای هر شب تو ربنای سبز

    هر شب مدینه بوی خدا داشت تا سحر                    از عطر هر تلاوت تو با صدای سبز

    سرسبزی بهشت خدا چیست ؟ رشته ای                از بالهای آبیتان آن عبای سبز

    از لطف اشکهای سحر غنچه داده است                    در دامن قنوت شبم این دعای سبز

    کی می شود که سایه کند بر مزار تو                       یک گنبد طلا ئی و گلدسته های سبز

    آن وقت تا قیام قیامت به لطفتان                             داریم در بقیع تو یک کربلای سبز

     

    یا می شود دلم گل و خشت حریم تو

    یا می شود کبوتر تو ، یا کریم تو

     

    تو سرو قامتی تو سراپا ملاحتی                              آقا تو حسن مطلقی و بی نهایتی

    خاک زمین که عطر حضور تو را گرفت                        از یاد رفت قصه یوسف به راحتی

    ایوب که پیمبر صبر و رضا شده                                از لطف توست دارد اگرحلم وطاقتی

    بی شک و شبهه دست توسل زده مسیح                بر دامنت اگر شده صاحب کرامتی

    یاد پیامبر به خدا زنده می شود                               وقتی که گرم ذکر و دعا و عبادتی

    حتماً برای خواهش دست نیازمند                            دست تو داشت پاسخ سبز اجابتی

    وقتی میان معرکه شمشیر می کشی                     تنها تویی که مرد نبرد و رشادتی

    با تیغ ذوالفقار که در دستهای توست                       بر پا شده به عرصه ی میدان قیامتی

     

    بر دوش سید الشهدا بود رایتت

    عباس بود آینه دار شجا عتت

    خورشید آسمانی ماه خدا حسن                            همسایه قدیمی دنیای ما حسن

    پرواز بالهای خیالی فهم ما                                     کی می رسد به اوج مقام شما حسن

    روشن ترین تجسم آیات و سوره ها                          یاسین و قدر و کوثری و هل أتی حسن

    صفین شاهد تو و شور و حماسه ات                        شیر دلیر بیشه شیر خدا حسن

    الله اکبر تو بلند است وقت رزم                                 آیات فتح روز نبردی تو یا حسن

    صلح شکوهمند تو هرگز نداشته                              چیزی کم از قیامت کرب و بلا حسن

     

    صلحت حماسه بود نه سازش که اینچنین

          شد سربلند پرچم اسلام راستین

    در خانه  تو غیر کرامت مقیم نیست                         اینجا به غیر دست تو دستی رحیم نیست

    تو سفره دار هر شب شهر مدینه ای                        جز تو کسی که لایق لفظ کریم نیست

    از بسکه داشت دست شما روح عاطفه                    شد باورم که کودکی اینجا یتیم نیست

    جز سر زدن به خانه دلخستگان شهر                       کاری برای هر سحرت ای نسیم نیست

    اینجا که نیست گنبد و گلدسته ای بگو                     جایی برای پر زدن یا کریم نیست؟

    داغ ضریح و مرقد خاکیت ای غریب                            امروزی است غربت عهد قدیم نیست

    با این همه غریبی و دلتنگی ات بگو                         جایی برای اینکه فدایت شویم نیست ؟

     

    گل داشت باغ شانة تو از سخاوتت

    آقا زبانزد همه می شد کرامتت

    اینگونه در تجلی خورشید وار تو                              گم می شود ستاره دل در مدار تو

    روشن شده است وسعت هفت آسمان عشق           از آفتاب روشن شمع مزار تو

    بوی بهشت، عطر پر و بال جبرئیل                            می آورد نسیم سحر از دیار تو

    دلهای ما زمینی و ناقابلند پس                                یک آسمان درود الهی نثار تو

    هر شب به یاد قبر تو پر می زند دلم                         تا خلوت سحرگه آئینه زار تو

    تا که شبی بیائی و بالی بیاوری                             ماندیم مات و غمزده چشم انتظار تو

    بالی که آشنای تو باشد ابوتراب !                            یا وقف صحن خاکی و پر از غبار تو

    بالی که سمت تربت تو وا کنیم و بعد                        باشیم تا همیشه فقط در کنار تو

     

    با عطر یاس تربت تو گریه می کنیم

    آنجا فقط به غربت تو گریه می کنیم

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    + نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 0:4  توسط محمود جلیلی  | 

    او خواهد آمد میلادش بر همگان مبارک باد

     

    میلاد آخرین وارث غدیر حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه مبارکتان باد ای حماسه سازان مدافعان امامت و ولایت در عصر غیبت

    باغ را زینت کنید

    میلاد امام مهدی ( عج )

                        باغ را زینت کنید

    از باغبان دعوت کنید

    با گل دامان نرجس لحظه‎ای خلوت کنید

    تا سحر با آن نگار نازنین صحبت کنید

    صورت حق جستجو در آن نکو سیرت کنید

    با امام عصر یکبار دگر صحبت کنید

    اهل مجلس باز وصف ماه مجلس بشنوید

    بوی یاس از نرگس دامان نرگس بشنوید

    نرجسا! ماه هزاران انجمن آورده‎ای

    آفتاب حسن حیّ ذوالمنن آورده‎ای

    لال? سرخ حسینی بر حسن آورده‎ای

    باز در عالم خلیل بت شکن آورده‎ای

    یوسف کنعان ما را در وطن آورده‎ای

    یا که بر یعقوب بوی پیرهن آورده‎ای

    بر تو و فرزندت ای پاکیزه مادر آفرین

    از خدا و احمد و زهرا و حیدر آفرین

    این مسیح آفرینش پیشتر از آدم است

    این چراغ طور بینش این فروغ عالم است

    این کلام الله ناطق این کتاب محکم است

    این مسیحای مسیحا این امام مریم است

    این صفا، این مروه، این حجر، این حرم، این زمزم است

    این امید انبیا از بوالبشر تا خاتم است

    این تمام چارده معصوم در یک صورت است

    این نه یک نوزاد این پیر تمام خلقت است

    نرجس! امشب خلق را در وجد و شور آورده‎ای

    یک قمر نه چارده خورشید نور آورده‎ای

    سِرِّ ده فرمان موسی را ز طور آورده‎ای

    مصحف و انجیل و تورات و زبور آورده‎ای

    مصطفی را از حرا یا غار ثور آورده‎ای

    بر تمام انبیاء وجد و سرور آورده‎ای

    جان عالم باد قربانت که مهدی زاده‎ای

    ای سلام از حیّ سبحانت که مهدی زاده‎ای

    یا محمد نقش جاء الحق به بازویش به بین

    ذوالفقار حیدری در تیغ ابرویش به بین

    یک جهان توحید در چشم خدا جویش ببین

    روی خود، روی خدا در مصحف رویش ببین

    صوت قرآن بشنو و لعل سخن گویش ببین

    ُخلق خود درُخلق وخوی خویش ،درخویش ببین

    اوست نوزادی که بر عالم امامت می‎کند

    قائم است و با قیام خود قیامت می‎کند

    آی اسرائیلیان! موسی است این موسی است این

    ای مسیحیّون! همانا حضرت عیساست این

    ای مسلمانان عالم بر همه مولاست این

    ای تمام اهل دنیا! مصلح دنیاست این

    ای همه ایرانیان!  از دوده‎ی کسراست این

    ای همه سادات عالم یوسف زهراست این

    ای شب هجران! سپاه صبح می‎آید ز دور

    شیعیان آماده، نزدیک است ایّام ظهور

    مهدی آمد تا لوای عدل را بر پا کند

    مهدی آمد تا جهان را جنت الاعلا کند

    مهدی آمد تا گره از کار عالم وا کند

    مهدی آمد تا دوباره معجز موسا کند

    او زمین را از عدالت سینه‎ی سینا کند

    او همه فرعونیان را غرق در دریا کند

    یوسف گمگشته بوی پیرهن آید از او

    بی تبر کار خلیل بت شکن آید از او

    یا امام منتقم ای یوسف زهرا بیا

    ای شب تاریک را صبح جهان آرا بیا

    ای یگانه وارث خون‎های عاشورا بیا

    ای صدای انتقام زینب کبرا بیا

    آفتاب فاطمه از آن سوی صحرا بیا

    ای شبان ما ببین حال دل ما را بیا

    گرگ آدمخوار دم از حقّ آدم می‎زند

    چنگ بر دل‎های مظلومان عالم می‎زند

    یوسف زهرا ببین آنان که زهرا را زدند

    جای عرض تسلیت امّ ابیها را زدند

    تا قیامت پیروان راه مولا را زدند

    علم و دین و دانش و ایمان و تقوا را زدند

    نور و قدر و کوثر و یاسین و طاها را زدند

    فاش گویم کلّ مظلومان دنیا را زدند

    شیعه می‎سوزد هماره، شیعه می‎گرید مدام

    تا ز فریاد تو برخیزد خروش انتقام

    صبر کن یا فاطمه فریاد پشت در مزن

    طایر جان امیرالمؤمنین پر پر مزن

    یا علی از ناله چاه کوفه را آذر مزن

    یا حسین از نوک نی آتش به خشک و تر مزن

    زینب کبرا  دگر بر چوب محمل سر مزن

    چاک بر پیراهن خود پای طشت زر، مزن

    می‎رسد روزی که عترت را شود روشن دو عین

    خیزد از مهدی صدای یا لثارات الحسین

    ای گریبان چاک صبح جمعه بر دیدار تو

    ای همه یوسف رخان گم گشته بازار تو

    ای گناه ما هماره باعث آزار تو

    ای مسیح آسمانی فردی از انصار تو

    ای شرار خشم حق در تیغ آتش بار تو

    ای سرشک چشم زهرا بر گل رخسار تو

    قلب شیعه بیقرار توست یابن العسکری

    فاطمه چشم انتظار توست یابن العسکری

    یوسف گمگشته تو، کنعان همه عالم، بیا

    ای یگانه منجی ذریّه‎ی آدم بیا

    ناخدا ! بهر خدا در این محیط غم بیا

    ای گرامی زاده پیغمبر خاتم بیا

    بی تو گشته آفرینش خیمه‎ی ماتم بیا

    ای نثار مقدمت خون دل میثم بیا

    تا تو در ما غایبی برپاست در هر انجمن

    ناله یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن

     "حاج غلامرضا سازگار"

    گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

    + نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 1:3  توسط محمود جلیلی  | 

    ماه شعبان و زاد روز امام حسین علیه السلام و خجسته میلاد امام سجاد و میلاد خجسته ابالفضل علیه السلام

    باسمه تعالی

    سوم ماه شعبان خجسته زاد روز سومین وارث غدیر حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام (روز پاسدار) و چهارمین روز ماه شعبان زاد روز چهارمین وارث غدیر حضرت امام سجاد علیه السلام و زاد روز حضرت ابالفضل العباس حامی ولایت وامامت ، سقا و سردار کربلا را به محضر مقدس اخرین وارث غدیر حضزت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و عموم شیعیان ولایتمدار و مدافعین ولایت در عصر غیبت و منتظران دولت واحد جهانی ا سلام و عموم عدالت حواهان و حقیقت جویان تبریک و تهنیت عرض می نمایم نظر شما بیننده محترم را به مطلب ذیل از از سایت با ارزش : http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=212232 جلب می نمایم . اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

     

    قطره‌ای از کوثر زلال حسینی

    امام حسین

    پیشوایان معصوم علیهم السلام، مصداق تمام زیبایی های اخلاقی و الگوی جاودانه پاکی و انسانیتند. امام حسین  علیه السلام سبط پیامبر، فرزند دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی مرتضی علیه السلام، نیز مظهر شجاعت و الگوی فروتنی و تسلیم به درگاه ایزدی است که گرامی‌داشت ولادتش با یاد و خاطره شهادتش گره خورده است.

     

    دوره زندگانی

    امام حسین علیه السلام در سوم شعبان سال چهارم هجری با ولادت خود جهان را نورانی ساخت و عطر حضور خود را در گیتی گستراند. آن حضرت حدود شش سال در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام بود و سپس نزدیک به سی سال دوره همراهی با پدرش امام علی علیه السلام را سپری کرد. پس از آن، در زمان امامت امام حسن مجتبی علیه السلام ، ده سال یاور ایشان بود و به وی بسیار احترام می گذاشت.

    بعد از آن، ده سال دوره حکومت معاویه را تحمل کرد و سپس در آغاز حکومت نامشروع یزید، بیعت با او را نپذیرفت و به قیام برخاست و همراه با یاران باوفایش، در 57 سالگی به شهادت رسید.

    انسان کامل (بقیه مطلب در ادامه )


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1391ساعت 23:26  توسط محمود جلیلی  |